ارسال مطلب توسط محمدجواد در تاريخ شنبه یازدهم آذر ۱۳۹۶, 21:48
دل رفت ؛ ولی بار دگر در به در آمد!!عاشق نشدی ؛ قصه ما هم به سر آمد..دیدار تو غم بود و نبودت ؛ غم دیگر!!این درد نرفتست که درد دگر آمد....خودکار به لب برده ای از عمق تفکرخودکار به لب رفت ولی نیشکر آمد!!با چشم ترم هر غزلم را به تو دادم....هر بیت ترم در نظرت بی اثر آمد!!صد میوه نوبر به تو بخشیدم و امروزجای ثمرم بر کمرم ؛ این تبر آمد!!با دیدن رخساره یکتا ی تو دل رفتدل رفت ولی بار دگر ؛ در به در آمد!!
برچسبها: شاعر, شعر, گریه, غزل, محمدجواد
برچسب:
نویسنده: بهنام زارعی
تاريخ: چهارشنبه
20 دی
1396 ساعت: 21:04